- تاریخ و فرهنگ آذربایجان -

مقالات تحقیقی و علمی درباره تاریخ و فرهنگ آذربایجان به عنوان بخشی از تاریخ ایران

شاه اسماعیل صفوی - بنیانگذار حکومت وحدت ملی شیعه در ایران

 

 

شاه اسماعیل صفوی  ؛

 پرچمدار حکومت شیعه و استقلال ایران

 

 

شهاب الدین اردبیلی

 



اسماعیل، ملقب به ابوالمظفر بهادر خان حسینی، و معروف به شاه اسمعیل مؤسس سلسله صفوی به عنوان اولین سلسه تماماً ایرانی، حاکم بر سراسر ایران پس از اسلام است.

وی با رسمی‌کردن مذهب شیعه و با زنده کردن هویت ایرانی مرزهای ایران را به حدود مرزهای ساسانیان رسانید و در واقع ایران را به عنوان یک واحد سیاسی مستقل که سابقه ای هزاران ساله در تاریخ دارد از نو احیا و و تثبیت کرد. پیش از شاه اسماعیل صفوی حکومتهای محلی شیعه در مناطق مختلف ایران تاسیس شده بود و هر یک تاثیرات خاص خود را بر مردم ایران نهاده بود . ایرانیان علیرغم تلاشهای حکومتهای خشن ضد شیعی مانند غزنویان و سلجوقیان به اهل بیت ( علیهم السلام ) علاقه فراوانی داشتند . شهرهایی مانند قم  و ری به عنوان پایگاههای فعال تشیع مطرح بودند . گرایش در مردم مناطق مختلف ایران به اهل بیت و حضرت امیرالمومنین « علیه السلام » به گونه ای بود که بسیاری از سادات و فرزندان آل علی علیه السلام در گریز از تعقیب و دستگیریهای حکومت سیاه بنی عباس به ایران می آمدند و حضور اینان در ایران پیش از عهد صفوی یکی از علل مهم گسترش تشیع در ایران بود. در چنین زمینه ای شاه اسماعیل صفوی ، نخستین حکومت وحدت ملی شیعه را در ایران تاسیس کرد.



تبار
تبار اسماعیل به شیخ صفی‌الدین اردبیلی می‌رسد و فرزند شیخ حیدر است .اسماعیل در ۸۶۶ در اردبیل دیده به جهان گشود . پدرش شیخ حیدر به همراه مریدان خود -که به دلیل بر سر داشتن کلاه قرمز رنگ قزلباش (سرخ سر به زبان آذری) خوانده می‌شدند برای جهاد علیه مسیحیان چرکس به نواحی قفقاز رفتند. شیخ حیدر در ایران شمالی با شروانشاهان  مواجه شد . سلطان یعقوب آق قویونلو در این جنگ به کمک شروانشاهان رفت و نهایتاً  شیخ حیدر تیر خورد و به اسارت درآمد و جان خود را در این مبارزه از دست داد و فرزندانش نیز به اسارت در آمدند. در این زمان اسماعیل کودکی شیرخوار بود.


در لاهیجان
اسماعیل هفت ساله را هفت تن از سران برجسته قزلباش به لاهیجان برده و در خانه کارکیا میرزا علی مخفی نمودند. کارکیا توانست جان اسماعیل را حفظ کند. در زمان جنگ قدرت بایندریان و آشوبی که در ایران به پا شد اسماعیل از آزادی کامل برخوردار شد و از زندگی مخفی بیرون آمد. سران قزلباش که لقب اهل اختصاص بر خود نهاده بودند پس از اقامت در لاهیجان همواره با خلفایشان در آناتولی ارتباط داشتند و از همان زمان زمینه را برای قیام و رهبری اسماعیل آماده مینمودند.

بازگشت به اردبیل

قزلباشان به بهانه زیارت بقعه شیخ صفی الدین با کسب اجازه از کارکیا، اسماعیل را به اردبیل بردند. اردبیل پایگاه اصلی صفویان و از مراکز علاقمندان و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت بود. در مدت سه ماه در حدود دو هزار شیعه به طرق مختلف از آناتولی وارد ایران شده به اردوی اسماعیل پیوستند . در این هنگام اسماعیل ۱۲ سال و یک ماه بیشتر نداشت. از وقتی که اسماعیل از لاهیجان بیرون آمده بود تا هنگامی که در ارزنجان اردو زد در خدود هفت هزار شیعه به اردویش پیوستند که بیشتر از نه قبیله زیر بودند:

۱-شاملو از تاتارهای زاویه شمال شرق مدیترانه و شمال غرب شام
۲-تکه لو از قبایل تکه در ناحیه جنوبی آناتولی
۳-قاجار از تاتارهای شمال و شرق آناتولی
۴-روملو
۵-قره مان از منطقه کیلیکیه در جنوب آناتولی و اطراف قونیه
۶-ورساق از منطقه کیلیکیه در شمال دریای مدیترانه
۷-ذوالقدر از بخش علیای فرات بین سوریه و ترکیه کنونی
۸-استاجلو از شرق آناتولی
۹-بیات از شرق آناتولی
علاوه بر این قبایل دستجاتی از قبایل شیعه ساکن در نواحی تالش و سوادکوه نیز در اردوی اسماعیل بودند که صوفیان تالشی نامیده میشدند.

تصرف آذربایجان

در سال ۸۷۹ هفت سران قزلباش در ارزنجان یک جلسه مشورتی با حضور شاه اسماعیل برگزار کردند تا در مورد حرکت جهادیشان تصمیم بگیرند موضوعی که در این جلسه مطرح بود این بود ، نحوه آغاز قیام بود و اینکه قیام و جهاد بایستی ابتدا از کدام منطقه آغاز شود ؟ پس از مشورتهای فراوان ؛ اسماعیل به عنوان رهبر قیام مسیر حرکت را تعیین کرد : منطقه شمال ارس که منطقه شمالی ایران و قلمرو شروانشاهان محسوب میشد .
در جنگی که نزدیک قلعه گلستان روی داد، فرخ یسار با وجود بیست هزار جنگاور مغلوب و کشته شد. اما قلعه گلستان در مقابل سپاه شیعه به مقاومت پرداخت و بلافاصله تسلیم نشد. با این حال باکو تسلیم شد و سردار نوجوان صفوی به جای آنکه وقت خود را برای محاصره و تسخیر قلعه گلستان ضایع کند، از حوالی شروان عزیمت کرد و راه آذربایجان را پیش گرفت. در ناحیه شرور نزدیک نخجوان در گیری سختی بین الوند بیگ آق قویونلو و لشکر شاه اسماعیل رخ داد(۸۸۰ش/۹۰۷ ق /۱۵۰۱ م) در این نبرد لشکریان شاه اسماعیل رشادت های فراوانی از خود بروز دادند و سر انجام الوند بیک شکست خورد و به ارزنجان گریخت و شاه اسماعیل پیروزمندانه وارد تبریز شد و سلطنت خود را با اعلام و اظهار سلطنت شیعه اعلام داشت. وی در حالی که چهارده سال بیشتر نداشت به کمک مریدانی که سخت به او معتقد بودند در سال هشتصد و هشتاد ه.ش شاه ایران شد و سلسله خویش را به نام جدش صفی الدین «صفویه» نامید که در تاریخ ایران به دو دلیل اهمیت بسیار دارد:

یکی این که این سلسله اولین سلسله کاملاً مستقل ایرانی بعد از حمله اعراب به ایران (در سال ۳۲ ه.ق) بوده‌است یعنی پس از هشتصد سال توانست با افتخار نام ایران را بر روی نقشه‌ها برگرداند.
دوم اینکه مذهب تشیع در ایران توسط شاه اسماعیل مذهب رسمی اعلام شد و در واقع جانشین تسنن گشت.

نکته مهمی که با اعلام حکومت شیعه توسط شاه اسماعیل در تبریز مورد توجه تاریخ نگاران و علاقمندان تاریخ قرار میگیرد ، رسمی شدن مذهب شیعه در ایران است . در این باره تاریخ نگاران عثمانی و  نیز بسیاری از نویسندگان اروپایی با تکیه بر منابع عثمانی چنین وانمود کرده اند که شاه اسماعیل صفوی با زور و  تهدید و حتی کشتن عده ای ، مذهب شیعه را رسمیت داده است و این افترایی بزرگ در حق حکومت شاه اسماعیل صفوی است .

همانگونه که در ابتدای مقاله یادآور شدیم ، مردم ایران از سده های قبل از صفویه با مکتب اهل بیت علیهم السلام آشنا شده بودند  و محبت اهل بیت در ایران ترویج یافته بود . چنانکه حکومتهای متعدد محلی شیعه در ایران تاسیس شده بودند. که حکومتهای تاسیس شده در سبزوار ( حکومت سربداران ) و حکومت دیلمیان در شمال ایران از جمله این حکومتها بود. همچنین شهرهایی مانند ری ، قم و مشهد به عنوان پایگاههای شیعه در ایران مطرح بودند . ری در عهد سلطان محمود غزنوی به پایگاه بزرگ ترویج علوم و معارف شیعه تبدیل شده بود ، سلطان محمود غزنوی که ضدیت عجیبی با تشیع داشت با سپاهی گران به ری لشکر کشید و مردم این منطقه را از دم تیغ گذرانید و کتابخانه را به اتش کشید و خانه ها را ویران کرد... نفوذ فرقه اسماعیلیه به عنوان یکی از فرقه های شیعی پیش از عهد صفوی در ایران نیز یکی دیگر از نشانه های روشن گرایش مردم ایران به تشیع میباشد. اشعار بسیاری از شاعران قبل از عهد صفوی که در ثنا و ستایش اهل بیت علیهم السلام یا در رثای سیدالشهدا « علیه السلام » سروده اند از دیگر نشانه های روشنی است که ثابت میکند ، ملت ایران از ابتدای اسلام ، به دنبال پیروی از حضرت امیرالمومنین « علیه السلام » و اهل بیت عصمت و طهارت بودند. در حقیقت میتوان گفت که پیش از اعلام رسمیت مذهب تشیع توسط شاه اسماعیل ، بسیاری از مردم ایران از بیم حکومتهای خشن و ضد شیعه ، نمیتوانستند گرایش مذهبی خود را آشکار کنند و با قیام شاه اسماعیل زمینه های آزادی مذهبی در پناه حکومت شیعه در ایران به وجود آمد   و هموطنان اهل سنت نیز در کنار شیعیان به زندگی خود ادامه دادند . اگر چنانکه مورخان مخالف شاه اسماعیل ( مورخان عثمانی ) یا مورخان بیگانه مینویسند ، شاه اسماعیل با زور و شمشیر همه را شیعه میکرد ، پس چگونه است که هم در عهد شاه اسماعیل و هم بعد از وی همواره گروههایی از ملت ایران مذهب اهل سنت داشته اند ؟ و جالب اینکه هم اینان نیز با دشمنان شاه اسماعیل میجنگیدند . چنانکه مورخان  بیگانه یا مورخان سطحی نگر مینویسند ، اگر مردم ایران و بخصوص  اهالی تبریز و آذربایجان با زور و شمشیر و تهدید شاه اسماعیل شیعه شده بودند ، چرا هنگامی که سلطان سلیم عثمانی سنی مذهب که خود را خلیفه  میدانست به ایران حمله و جنگ چالدران را پدید آورد ، مردم تبریز و آذربایجان نه تنها به هواداری از خلیفه سنی برنخاستند بلکه  در مقابل سلطان سلیم تا پای جان مقاومت کردند ؟

مورخان عثمانی و اروپایی سخنان افسانه واری را درباره شاه اسماعیل و حکومت شیعه نقل کرده اند که برخی تاریخ پژوهان جوان یا ناآگاه نیز آنها  را در نوشته های خود تکرار میکنند و جنایتهایی را به شاه اسماعیل یا لشکر شیعه نسبت داده اند ( مانند کشتار زنان باردار و ... جهت قبول مذهب شیعه !!) که تنها از جنایتکارانی مانند چنگیز و سلطان سلیم و نرون در تاریخ نقل شده است. چنانکه با دلایل نوشتیم ، زمینه برای رسمیت مذهب شیعه در ایران تا حد زیادی فراهم بود و شاه اسماعیل کار را به آخر رساند و طی حدود 500 سال بعد از درگذشت شاه اسماعیل ، هیچ حکومتی نتوانسته است بدون اعلام رسمیت مذهب شیعه ، حاکمیت خود را تداوم دهد. و از زمان اعلام رسمیت شیعه در ایران توسط شاه اسماعیل تا امروز ، تشیع مذهب رسمی و ملی ایرانیان بوده و البته پیروان سایر مذاهب و ادیان نیز در میهن تاریخی خود ایران زیسته اند و می زیند و وظایف ملی و میهنی خویش را ایفا میکنند.

البته نباید فراموش کرد که تبلیغات  سیاه درباره شان و شخصیت شاه اسماعیل صفوی علل خاص سیاسی نیز دارد ، وهابیون و دشمنان شیعه از جمله تبلیغات کنندگان علیه وی هستند.  محافل پان ترکیستی نیز  بنیانگذاری حکومت فراگیر شیعه در ایران توسط شاه اسماعیل را اقدامی علیه منافع ترکها ارزیابی میکنند و بدین جهت تلاش میکنند شاه اسماعیل را به همدستی با اروپا علیه عثمانی متهم کنند ! این در حالی است که در جنگ چالدران این شاه عثمانی بود که با تجاوز به خاک ایران و در داخل ایران به جنگ با شاه اسماعیل صفوی پرداخت .در هر حال یکی از مهم ترین علت تبلیغات مورخان بیگانه یا مورخان  ضد شیعه علیه شاه اسماعیل همانا « چهره برجسته شیعی او و اقدامش در بنیانگذاری حکومت شیعه و احیای استقلال ایران » است.



ایجاد وحدت ملی


پس از سقوط ایلخانان مغول و به مدت حدود دو قرن در ایران از بلخ تا دیاربکر وضعیت ملوک الطوایفی حاکم بود. «روملو» در خصوص سال ۸۸۰ه.ش./۹۰۷ ه.ق. مجموعه‌ای از حکام محلی را نام می‌برد، که مهم‌ترین آنها عبارت بودند از: سلطان حسین بایقرا آخرین شاه تیموریان در خراسان، بدیع الزمان میرزا در بلخ، سلطان مراد در عراق عجم، حسین کیای چلاوی در سمنان، مرادبیک بایندر در یزد و شاه اسماعیل در آذربایجان.

شاه اسماعیل با برخورداری از هزاران نیروی جان بر کف شیعه عزم نمود، که ایران را متحد سازد. ابتدا سلطان مراد حاکم عراق عجم -که پسر سلطان یعقوب آق قویونلو بود- را در نواحی مابین همدان و بیجار شکست داد و سلطان مراد به شیراز گریخت. شاه اسماعیل او را تعقیب نمود و او از ترس به بغداد گریخت و شاه اسماعیل بدون جنگ شیراز را تصرف نمود و از آنجا به قم رفت. سپس بر حسین کیای چلاوی حاکم سمنان و فیروزکوه پس از جنگی سخت غلبه کرد. و نهایتا یزد و ابرقو را که در اختیار محمدکره بود، تصرف کرد و از شهری به شهری رفت و حکام محلی را برانداخت و یا تابع خود نمود. آنگاه در سال ۸۸۷ ه.ش. (۹۱۴ه.ق.) عازم عراق عرب شد و بغداد و نجف را نیز آزاد نمود. بدین ترتیب او در مدت هفت سال تمام ایران بزرگ به جز برخی نواحی نظیر خراسان و ارمنستان را تصرف نمود و حکومتی واحد و مستقل را در آن برقرار ساخت و به عنوان پادشاه ایران تاجگذاری نمود.


کشورداری


شیوه کشور داری شاه اسماعیل و ترویج مذهب شیعه مانع از تجزیه یا تقسیم احتمالی ایران آشوب زده میان دو قدرت بزرگ آن زمان عثمانیها و ازبکها شد. وی برای تعدیل سیاستهای افراطی سران قزلباش، صوفیان و مریدان حیدری، علمای ایرانی و نیز جبل عامل، کوفه و بحرین را به تدوین کتابهای فقهی در زمینه شیعه جعفری دعوت کرد .محقق کرکی که در نشر فقه و اصول مذهب جعفری شخصیت مهمی‏ محسوب می‏شد، از جمله آنان بود.

از جمله اقدامات شاه صفوی برای تجلیل از امامان شیعه ضرب سکه با نام امامان دوازده‌گانه شیعه قرار دادن نام ۱۲ امام معصوم به عنوان سجع مهر شاهی ، تعمیر و توسعه آرامگاه امامان در شهرهای عراق و مشهد و نیز ایجاد ساختمان مقبره برای امام‌زاده‏ها در شهرهای ایران ۱۲۹ و طرح آب رسانی از فرات به نجف بود

شاه اسماعیل کلیه وظایف اداری و کشوری را به ایرانیانی سپرد که در اعتقادشان به تشیع جای شک و شبهه نبود و بسیاری از آنان پیشینه طولانی در کارهای دیوانی داشتند. نامدارترین رجال او عبارت بودند از: امیر زکریا تبریزی، محمود خان دیلمی، قاضی شمس الدین لاهیجانی، امیر نجم رشتی، امیر نجم ثانی، میر سید شریف شیرازی و شمس الدین اصفهانی ۴۰۷ .

شاه اسماعیل به رسوم و آیین‌های مذهبی و ملی بسیار علاقه نشان می‏داد و به ایجاد آبادانی و بناهای یادبود اهتمام داشت. مهم‌ترین آثاری که از دوران وی به یادگار مانده، عبارت‌اند از ۴ بازار دور میدان قدیم اصفهان؛ مدرسه ‏هارونیه و بقعه امام زاده هارون در اصفهان. وی بناهای یادبودی هم در اوجان فارس و شیراز و آبادانی و ساختمانهای متعددی در خوی و تبریز بنیاد کرد.


جدائی ماورا النهر (سغد و خوارزم) از ایران


به دنبال کشته شدن شیبک خان ازبک ظهیر الدین بابر تیموری که در کابل مستقر بود به سغد لشکر کشید و سمرقند را متصرف شد. سپاهیان شیعه که  به قزلباش معروف شده بود وعلاوه بر ترکان آناتولی  از اقوام مختلف ایرانی از جمله آذری ها ، کردها ، تالشها ، عربها و ... در آن مشارکت داشتند   . در سال ۸۹۲ شاه اسماعیل به مشهد که عبیدالله پایتخت خود قرار داده بود حمله کرد و طوس را از چنگ ازبکها رها ساخت .سپس به هرات حمله کرد و شهر را تصرف کرد. پس از این قضایا سراسر خوارزم و سغد و فراغنه و بخشی از سرزمین پارت و گرگان که همیشه جزو لاینفک سرزمین ایران بود در دست عبیدالله خان باقی ماند .


جنگ با دشمنان خارجی


شاه اسماعیل تبریز را به پایتختی برگزید و در همان سال تاجگذاری به جنگ قوم ازبک رفت (این قوم در شمال شرق ایران در ازبکستان فعلی ساکن بوده و هرگاه که فرصتی به دست می‌آورند به خاک ایران تجاوز می‌کردند). در این جنگ که در حوالی مرو رخ داد ۱۷۰۰۰ ایرانی توانستند ۲۸۰۰۰سپاهی ازبک را درهم کوفته و فرمانروای آنان به نام محمد شیبانی که قصد فرار داشت را دستگیر و مقتول سازند
اما در همین هنگام  شاه اسماعیل با یورش عثمانی‌ها مواجه شد. خلیفه عثمانی به نام سلطان سلیم که شیعیان را کافر میدانست و خود را نیز خلیفه تمامی مسلمانان جهان می‌خواند به قصد اشغال کامل ایران  و برانداختن حکومت جوان شاه اسماعیل به این کشور لشکرکشی کرد. شاه اسماعیل نمیخواست با این امپراتوری عظیم در نخستین سالهای حکومت خود وارد جنگ شود از این رو ابتدا به نامه های ظلطان سلیم که در انها شاه اسماعیل را تحقیر و کافر میخواند بی اعتنایی کرد اما شاه عثمانی دست بردار نبود . سلطان سلیم با لشکری که تعدا آن را تا 200 هزار و بیشتر نیز نوشته اند از ادرنه عازم ایران شد و بعد از چهار ماه راهپیمایی در دشت چالدران در داخل خاک ایران اردو زد. او میخواست شخصا حکومت ایران را نابود و ایران راب ه خاک عثمانی ضمیمه کند. شاه اسماعیل به قصد دفع حمله ترکان عثمانی  به غرب لشکر کشید و در نبرد چالدران (۸۹۳ ه.ش) آنچنان دلیرانه جنگید که علی رغم شکست خوردن، نبرد او در زمره نبردهای بزرگ تاریخ و از افتخارات ایرانیان محسوب می‌شود.

در این جنگ عده ای سرباز ایرانی که تعداد آن را 18000 تا  ۲۹۰۰۰  نوشته اند که تنها از سلاحهای سرد مانند شمشیر و نیزه استفاده می‌کردند در برابر سپاه دویست هزار نفری عثمانی که مجهز به توپ و تفنگ بود به سختی ایستادگی کرده و کشتار زیادی از دشمن به عمل آوردند و از ایشان تنها ۸۵ نفر زنده ماندند اما حتی یک نفر اسیر هم ندادند. ترکان عثمانی در این جنگ قسمت بزرگی از آذربایجان را به اشغال خود در آورند، که البته با مقاومت دلیرانه مردم تبریز سلطان سلیم، مجبور به تخلیه شهر شد. اشغال بخش‌هایی از آذربایجان توسط عثمانی تا زمان شاه عباس کبیر ادامه داشت. (البته پس از شاه اسماعیل نیز آنان هرگاه که فرصتی بدست می‌آوردند به ایران حمله می‌کردند و اختلافات مرزی و مذهبی دو کشور تا زمان سقوط امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول طول کشید.       

شاه اسماعیل توانست در مدتی کوتاه با تدابیر جنگی و نیز با سیاستهایی که به کار میبرد ایران را متحد کرده و در برابر هجوم دشمنان داخلی و خارجی بخصوص ازبکان و عثمانی‌ها که از شرق و غرب به ایران حمله می‌کردند به خوبی مقاومت کند.

شعر و شاه اسماعیل


وی مردی خوشرو  و خوش اندام بود،  به شعر و ادبیات علاقه داشت و چنانکه تاریخ نگاران صفوی نوشته اند همواره اشعار شاهنامه در مجلس و یا در جنگهای وی خوانده میشد. اندکی اشعار فارسی از سروده های او بر جای مانده است البته اشعاری در قالب دیوانی با عنوان دیوان خطایی به وی نسبت میدهند که به اعتقاد محققان سروده شاعری به نام خطایی از اهالی آناتولی است .

 

تخمیس غزلی از حافظ از سروده های شاه اسماعیل است:

 

سپاه خال و خطت مي کنند غارت دين        

 نشسته ابرو و چشمت ز گوشه ها به کمين
کشيده صف ز خطا تا به روم لشکر چين      

 گذر بکن چو صبا بر بنفشه زار و ببين
                                 که از تطاول زلفت چه سوگوارانند


چو آفتاب رخت نيست ماه در خاور             

نهاده پيش قدت سرو، سرکشي از سر
نديده است چو روي تو اي پري پيکر           

  به زير زلف دو تا چون نگه کني بنگر


                                که از يمين و يسارت چه بيقرارانند...


درگذشت شاه اسماعیل

 

مرگ شاه اسماعیل این  بنیانگذار حکومت وحدت ملی شیعه در ایران و پرچمدار حاکمیت  تشیع ، در اوج جوانی در سن 35 سالگی بسیار ناگهانی و غیرقابل تصور بود.او پس از عمری جنگ و جهاد و در عین کشورداری و برافراشتن پرچم استقلال ایران و پرچم حکومت فراگیر شیعه ، در حالی که هنوز امید میرفت وی اقدامات بزرگتری را انجام دهد ، به علت ابتلا به بیماری حصبه ، هنگام عزیمت به منطقه قفقازی ایران در نزدیکی شهر سراب درگذشت . برخی مورخان نوشته اند که شاه اسماعیل که شخصی بسیار غیور بود بعد از شکست در جنگ چالدران و اشغال دیار بکر توسط حکومت عثمانی دچار غصه شد و همواره در اندیشه انتقام از متجاوزان ترک عثمانی بود و به همین سبب نیز نام یکی از فرزندانش را " القاص " نهاد تا قصاص تجاوزگریهای ترکان عثمانی را بگیرد...  اندوه و غصه ای که شاه جوان شیعه دچارش شده بود جسم او را ضعیف فرسود  و در ابتلا به بیماری درگذشت. پیکر وی به زادگاه و کانون قیام صفویان یعنی دارلارشاد اردبیل منتقل و در مقبره خاندان شیخ صفی به خاک سپرده شد...  بدینگونه دفتر زندگی جوانمردی برخاسته از دارالارشاد اردبیل که با تکیه بر قدرت الهی و عنایات اهل بیت علیهم السلام ، حکومت تشیع را بنیان نهاد و استقلال و عظمت کهن ایران را احیا کرد بسته شد. اما با گذشت بیش از پانصد سال از مرگ اندوهبار وی ، همچنان پرچم تشیع برفراز این سرزمین مقدس یعنی ایران بزرگ در اهتزار است.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمدعلی تبریزی  |